تبليغاتX
سعید احمدزاده

نقد و نوشتها ومقالاتی درباره ی هنر های تجسمی و فلسفه ی هنر

(یادداشتی بر نمایشگاه گروهی نقاشی در خانه هنرمندان ایران(تیر1386

شعور و اندیشه هنر معاصر ، دیگر زمان و مکان و سبک و تکنیک نمی شناسد . از این رو قید و مرزی بر آن نمی توان قائل شد .جز اینکه در آن انگیزه ای درست و مبتنی بر شناخت تمامی رخداد ها و پدیده ها و کنترل درستی یا نادرستی آنها وجود داشته باشد .

هنر صادقانه ، همیشه مورد توجه و تحسین است . صادقانه به این دلیل که : هیچ سایه ، هیچ رنگ ، هیچ خط ، هیچ بیان گریزنده اشیای قابل روئیت اطراف ، هیچ هیجانی که اشیا می توانند با روح هنر مند در ارتباط نهند ، در کتاب خاطرات او ( هنرمند ) فراموش یا بی رنگ نمی شوند .

رئالیسم امروز به معرفی و بازنمایی ادراک حسی قناعت نکرده و نمی کند ، بلکه با بسط دادن مفاهیم خود ، آکنده از اقبالی آزادانه تر از گذشته می شود . این آکنده گویی به یمن غوطه ور شدن در نوستالژی میسر ها و نامیسرها ، خوبی ها و بدی ها و نیستی ها و هستی ها مجال نمایان شدن می یابد و شکل تغییر یافته روح انسانی را نشان می دهد که در استحاله رمزو راز ، استطاعت تفسیر هوشمندانه و پویاتری بر پنهان ترین جنبه ها و زوایای زندگی انسان را دارد . اندیشه ای که مشخصا در آثار معاصرینی چون  ادواردهاپر ، اریک فیشل ، و برخی تجربیات لوسین فروید قابل ردیابی و مطالعه است .

لذا این مقایسه از این جهت است که : ویژگی روانشناسانه هنر معاصر و بویژه رئالیسم معاصر بر کسی پوشیده نیست. گو اینگه شباهت های فرمی و تکنیکی آن با آثار گذشته از جمله رئالیسم دوران کلاسیک ، رمانتیسم ، رئالیسم پر شکوه روسیه و یا امپرسیونیسم  ، بسیار مشهود است اما از بعد محتوایی رئالیسمی از جنس و رنگ امروز خودمان است ، نه بیشتر و نه کمتر ! بنابراین تامل بر برخی از آثار ارائه شده در نمایشگاه ، گذشته از ابعاد تکنیکی و کمی و کاستی آنها لزومی خاص می یابد .

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 18:23  توسط سعید احمدزاده  |