خیره شدن بر تابلوهای بزرگ بابک اطمینانی ، حسی از شناور بودن و تعلیق در فضایی خلاء گونه در انسان ایجاد می کند . خلاءی که توام با شگفتی ، ترس و سپس امری ایماژگونه است .
جذبه آثار اطمینانی ، جنبه ای درونی و نا خود آگاهانه دارد و او تلاش در پروراندن و کمال آن می کند . در نتیجه ، عناصر را به گونه ای کنار هم قرار میدهد که دور از انتظار ، نا شناخته و دست نیافتنی می نماید و در عین بی نظمی ، از نظمی درونی و ذاتی پر از معنویت و غافلگیر کننده ، در اتصال با مبدا هستی ، تبعیت می کند . از این رو هدف او نه انتزاع ، بلکه نمایاندن و به هماهنگی در آوردن ساختار پر رمزو راز و والایی است که به قول امانوئل کانت : " در امر بی پایان و نا محدود " شکل می گیرد ." و علت این امر والا از نظر ادموند برک موارد مبهم است .
در مجموع آثار اطمینانی بر دو جنبه تاکید دارند : 1- کنش و آبستراکسیون بصری 2- ناتورالیسم ( ذات و جوهر طبیعت ) ، که به قول کاندینسکی : " این دو قطب ، دو راه را باز می کنند که هردو ، سرانجام به یک هدف منتهی می شود ."
نشانه های شرقی ، چون موضوعات آسمانی و عارفانه و کاربست تکنیکی اجرای بداهه در آثار اطمینانی نشان از تاملی است که به روند خلق هنریش صورتی معنوی بخشیده است . لذا او در بسیاری از موارد چون عنصری انفعالی با طبیعت و نظم و کنش آن یکی می شود تا به کمالی مطلوب دست یابد . این یکی شدن ، در تقابلی نابرابر ، منجر به شهود و کشف حقایقی می شود که خاص هنرمند شرقی است . و شاید بتوان گفت : هنر چون تخیل ، وسیله ای است برای جهش به اعماق معنویت و شاخت هستی .
حال از این نقطه نظر ، تجربیات اخیر بابک اطمینانی ، نشانی است از پختگی هنری و اقبالی که در هیأ ت یک شرقی به جهان عرضه می کند .










