ژیلا کامیاب فوق لیسانس نقاشی از دانشکده هنر و معماری تهران است . دوره سرامیک ( راکو ) را در آتلیه میه پاریس گذرانده است و هم اکنون عضو هیات علمی دانشگاه آزاد است . او در انجمن های نقاشان و سفالگران ایران عضویت دارد و پیش از این در نمایشگاه های متعدد انفرادی و گروهی ، داخلی و خارجی شرکت داشته و همچنین در زمینه جلوه های تصویری اشعار مولانا ( دیوان شمس ) با فرهنگستان هنر همکاری کرده است . او از سال 1370 تا کنون 6 دیپلم افتخار و لوح سپاس از نمایشگاه های متعدد کسب کرده است .
نوشته زیر توصیفی است از آثار ارائه شده در آخرین نمایشگاه انفرادی ژیلا کامیاب ، که از 14 الی 19 مهرماه در نگارخانه ممیز ، خانه هنرمندان ایران بر گزار شد .
نقاشی های ژیلا کامیاب ، ملهم از کمال گرایی ، تفکر و عرفان شرقی در کالبدی معماری گونه و ارگانیک به سیاق نگارگری ایرانی است و این آمیزش ، در این دوره از آثارش ریختی طبیعتگرایانه تر دارد و البته به یمن بهره گیری از ساختار و ترکیب های متنوع ، بازتابی از نوع تازگی و انگیزه های درونی تر عرضه می کند . به طور مثال ، فضا در این دوره از آثارش شکل جاذب و مطلوب تری نسبت به گذشته یافته است . بدین گونه که با قرار دادن لکه های متنوع و منتزع شده از طبیعت ، در کنار هم ، احساسی از پلان های رنگی و عمق را تداعی می کند . کما اینکه از کیفیت دیگری در نگارگری ایرانی تبعیت می کند و آن عدم و جود منبع نوری، مشخص است . لذا نور در آثارش مفهومی متافیزیکی و منتشر دارد .
این نقاشی ها به سبب منتزع بودن ، خصوصیت روایی نگارگری ایرانی را که انسان را در تقابل همیشگی با طبیعت قرار می دهد ، به فراموشی سپرده و بدین ترتیب جز در یکی از موارد ، آثارش از این وابستگی های فرمی انداموار یا فیگوراتیو ، عاری است . در این نقاشی فیگور زنی به شکل سیلوئت مجسم می شود و چنان تاکیدی را متوجه خود می کند که گویی می خواهد به خصوصیت انفعالی انسان در مواجه با طبیعت و هستی اشاره کند و از این جهت ، و جود زن ، جایگاهی است شایسته و بایسته که کامیاب آن را با درایت به کار گرفته است .
ویژگی دیگر این آثار تفکیک شدن پلان ها به شکلی هوشمندانه ، در فضای خالی بزرگی است که آن مجموعه را در بر می گیرد ؛ چیزی شبیه به غبطه خلاء . و این چیزی نیست ، مگر تصور تغییر پذیری مکرر و گردش فعل و انفعالی گونه جریان هستی ، در عرفان شرقی و بخصوص جهان بینی تائوئیستی . فعل و انفعالی که نظمی ریاضی وار و هماهنگ دارد و از این نظر واقعیت همان هماهنگی است .
نظم ریاضی وار ترکیب های چهار گوش با اندازه های گوناگون ، اگر چه می تواند شکل معماری گونه نگارگری ایرانی را تداعی کند ، اما در کل نظری است بر لزوم ذاتی هماهنگی ، حتی در کوچکترین اجزاء هستی ، که خود دنیایی است عظیم و پر از الهام . این شبکه ها به صورت نشانه ها و نمادهای تصویری ، آشکارا از پروراندن هویتی واحد و شگرف برای هر جزء ، دم می زنند و در آخر از بینش خود خواسته نقاش در ساختن و به عاریت در آوردن این نمادها ، سخن می گویند . این مفاهیم ، در مورد سرامیک های کامیاب ، نیز صدق می کند .
رنگ به عنوان مفهومی نمادین و از جنس موًلفه های هنر اسلامی در سرامیک های او ، مفهومی است والا و چنان که بر ابعاد عرفان و جهان بینی اسلامی با تکیه بر انتزاع متافیزیکی الهی گونه اش تاکید می کند . لذا کاربست رنگ های سبز ، فیروزه ای و اکرها در سطوحی وسیع تر ، نشانی است از بصیرت و برداشت آگاهانه او از مفاهیم معنوی هنر اسلامی ، اندیشه ای که در هیچ مکتب و هنری بخصوص از نوع غربی آن زاده نشده است .
سرامیک های کامیاب ، یادآور کاشی خشتی های هفت رنگ و معرق مساجد و اماکن مذهبی اسلامی است . اگر چه ، آن انسجام تزینی هندسی را ندارد ، اما ملبس به معنویت و شکوه مجذوب کننده آن است . سرامیک های کوچک ، هر کدام با شخصیتی مجزاء ، از رویش و تولد زیبایی های غیر متعارف ، در فرایندی بداهه نگارانه در کالبد رنگها و فرم های متنوع نمایان می شوند و از اندیشه های معنوی ، از لحظه بودن و شدن سخن می گویند و این آفرینش ، چنان از ظواهر سخیف طبیعت به دور است که می تواند به کانونی معجز و منبعی برای اتصال و سلوک انسانی تعبیر شود . لذا دستیابی ژیلا کامیاب به چنین کیفیاتی در آثارش ، به منزله انگیزشی است که به بار و ثمر نشسته است .








